تغذیه و مدیریت مرغ مادر گوشتی

تغذیه و مدیریت مرغ مادر گوشتی
ژنتیک، تغذیه و تولید مثل
اصلاح نژاد ژنتیکی طیور بطور زیادی بر اساس ژنتیک کمی کلاسیک صورت می گیرد. در اصل، اجداد جوجه های گوشتی انتخاب شده از نظر تغذیه ای بطور کامل تغذیه می شوند. جیره های متراکم و درست بالانس شده به پرندگان اجازه می دهند تا بیشترین پتانسیل را برای استفاده از پروتئین خام و انرژی متابولیسمی جهت رشد سریع و ضریب تبدیل غذایی مناسب داشته باشند. از این رو در اصلاح نژاد، سویه های جوجه گوشتی اغلب برای استفاده از جیره های با پروتئین خام و انرژی متابولیسمی بالا انتخاب می شوند. سلکسیون جوجه ها برای استفاده از جیره های متراکم مواد مغذی بطور آشکاری مستلزم استفاده از جیره های متراکم مواد مغذی، بمنظور بروز کامل پتانسیل ژنتیکی نتاج آنها می باشد.
یک مثال عالی از رابطه متقابل بین پیشرفت های ژنتیکی و برنامه های مناسب تغذیه ای، تحقیقی است که در سال 1992 توسط Lilburn و همکاران بر روری بلدرچین ژاپنی انجام گرفت. بلدرچین های ژاپنی که بطور تصادفی متولد شده بودند، در یک برنامه سلکسیون بمنظور تولید بلدرچین های با وزن بالا (HW) قرار گرفتند. این بلدرچین ها با جبره های حاوی 28% پروتیین خام بطور کامل بمدت 28 روز تغذیه شدند و سپس بزرگ ترین آنها بمنظور تولید نسل بعد انتخاب و با هم آمیزش داده شدند. وقتی که این پرندگان تا زمان بلوغ جنسی با جیره های دارای 24% پروتئین (طبق پیشنهاد NRC،1984) پرورش داده شدند، یک تاخیر آشکاری در زمان بلوغ جنسی آنها (شروع تولید تخم مرغ) مشاهده شد. وقتی که بلدرچین های با وزن بالا و  بلدرچین های گروه شاهد (بلدر چین هایی که سلکسیون نشده بودند و بطور تصادفی متولد شده بودند) از زمان تولد تا بلوغ با جیره های مختلف (از نظر درصد پروتئین خام) تغذیه شدند، یک رابطه متقابل تغذیه ای ـ ژنتیکی آشکاری مشاهده شد. وقتی که بلدرچین های گروه شاهد از زمان تولد با جیره حاوی 24% پروتئین، مطابق با پیشنهاد NRC تغذیه شدند، بلوغ جنسی آنها در حدود 42 روزگی اتفاق افتاد. برعکس، بلدرچین های انتخابی با وزن بالا با همان جیره (24% پروتیین) تاخیر در بلوغ جنسی نشان دادند. با این وجود، وقتی که بلدرچین های با وزن بالا با یک جیره دارای 30% پروتئین تغذیه شدند، تاخیر در بلوغ جنسی بطور قابل توجهی کاهش یافت (شکل 1). اطلاعات مذکور، این نظریه را که کاهش عملکرد تولید مثلی ناشی از سلکسیون ژنتیکی برای صفات غیر تولید مثلی ممکن است به شیوه های  تغذیه ای بهبود یابد، تقویت می کند.

شکل 1) تاثیر درصد پروتئین خام جیره طی دوره پرورش بر سن شروع تولید تخم مرغ (بلوغ جنسی) بلدر چین های انتخاب شده سنگین وزن در 28 روزگی (HW) و جمعیت شاهد که بطور تصادفی آمیزش یافته بودند (RBC).


اثر متقابل تغذیه، دما و برنامه های نوری
اثر متقابل بسیار مهم بین آب و هوا، تحریک نوری و تغذیه می تواند از طریق آزمایش اثر فصل تولید مثل مرغ مادر گوشتی در آب و هوای معتدل، نشان داده شود. تفاوت های فصلی موسوم به “درون و برون فصلی” در گله های مادر از دیر باز به مساله طول روز نسبت داده می شود. با این حال، اثر متقابل بین طول روز و تفاوت های فصلی در دما و مصرف خوراک، توضیح دیگری از اثر فصل را ارائه می دهد. عموماً، عملکرد گله های مادر داخل فصلی در اقلیم معتدل بهتر می باشد. این پرندگان در دوره های گرم سال، وقتی که طول روز زیاد است، تفریخ می شوند. از آنجایی که، گله های مرغ مادر گوشتی برای رسیدن به وزن بدن استاندارد تغذیه می شوند، آب و هوای سرد در آخر دوره پرورش باعث می شود که مرغان مادر خوراک بیشتری (برای گرم نگه داشتن بدن خود) مصرف نمایند. بنابراین تغذیه افزایشی (تجمعی) برای گله های درون فصلی، بشرط اینکه تحریک نوری خیلی زود صورت نگیرد لازم است. برعکس، پرندگان برون فصلی در فصل سرد تفریخ می شوند و در زمانی پرورش داده می شوند که دو عامل دما و طول روز رو به افزایش است. همچنان که گله به سن تحریک نوری در دماهای گرم تر نزدیک می شود، نیاز آنها به خوراک برای رسیدن به وزن بدن استاندارد کمتر است، از این رو در زمان تحریک نوری نیاز به تغذیه افزایشی کمتری دارند. این دلیلی برای تاخیر در شروع بلوغ جنسی آنها است. این موضوع بیشتر در کشورهای گرمسیری مصداق دارد. بسیاری از مدیران با تحریک نوری زودتر در رفع این مشکل بر می آیند، اما اغلب مشکل تاخیر در بلوغ جنسی اصلاح نمی شود. افزایش وزن بدن هدف اغلب به عنوان راه حلی برای گله های برون فصلی (گله هایی که پرورش آنها مصادف با دماهای بالا است) استفاده شده است، زیرا با داشتن وزن بدن سنگین تر بطور مؤثری تغذیه تجمعی در هوای گرمتر افزایش می یابد.
روش دیگر اصلاح تاخیر  بلوغ جنسی گله در هوای گرم، تاخیر تحریک نوری تا زمان رسیدن گله به تغذیه تجمعی کافی است. با این روش، وزن بدن بیش از حد نخواهد شد، اما این روش ممکن است به اندازه افزایش مصرف تجمعی مواد مغذی تا 20 هفتگی مؤثر نباشد. اگر روند کارهای ژنتیکی متداول بسوی اصلاح بازدهی غذایی تداوم یابد، پرورش دهندگان مرغ مادر مجبور خواهند شد که تحریک نوری را خیلی دیرتر شروع نمایند و یا بایستی وزن گله را در سن 20 هفتگی به یک سطح بالاتری بمنظور تغذیه تجمعی کافی برای پاسخ مناسب به تحریک نوری، برسانند.
تحریک نوری نقش عمده ای را در فرآیندهای کلی تجمع مواد مغذی ایفا می کند. تحریک نوری بطریقی باعث تغییر حالت پرندگان از یک موجود با مواد مغذی انباشت شده به یک موجود با مواد مغذی مصرف شده می شود. این مساله دلیلی احتمالی برای این موضوع است که تاخیر سن تحریک نوری منتج به بازدهی غذایی مناسبی در لاین های گله های مادر گوشتی جدید می شود. پرندگان در دوره پرورشی نیازمند تغذیه کافی برای رسیدن به عملکرد تولید مثلی مناسب هستند. همچنان که در زیر نشان داده می شود، مساله تغذیه کافی دوران پرورش و تاثیر آن بر تولید مثل، حقیقت روشنی برای مرغ و خروس ها می باشد. در داده های گزارش شده برای خروس ها، بیشتر مشکلات باروری مربوط به سنگین وزنی لاین خروس ها، از طریق عدم تحریک نوری و متعاقب آن دادن زمان نامحدود برای انباشت مواد مغذی به گله جهت حفظ و نگهداری عملکرد تولید مثلی مناسب پیش از رسیدن به بلوغ جنسی واقعی قابل اجتناب است.تحریک نوری بطور آشکاری می تواند فرایندهای انباشت مواد مغذی توسط پرنده را دچار اختلال نماید.

مفهوم تغذیه تجمعی حداقل
طی سال های اخیر، ارتباط متقابل بین تغذیه تجمعی در طول دوره پرورش و عملکرد تولید مثلی مرغان مادر گوشتی مورد آزمایش و مطالعه قرار گرفته است. دوره پرورش به زمان جوجه ریزی تا تحریک نوری در 20 هفتگی اطلاق می شود. چهار گروه از گله های مادر گوشتی هم سویه در جدول 1 مورد مقایسه قرار گرفته اند (Peak & Brake, 1994). زمان تحریک نوری 141 روزگی بود. جدول 1 میزان مصرف تجمعی پروتئین خام، انرژی متابولیسمی، وزن بدن در 140 روزگی و تخم مرغ های تولیدی هر مرغ (بر اساس تعداد مرغ پای تولید) را نشان می دهد. این گروه های آزمایشی، با جیره های یکسانی در دوره پرورش تغذیه شدند، اما دان اختصاص داده شده به آنها در هر هفته تا رسیدن به تفاوت های تجمعی مصرف، متفاوت بود. از نظر ظاهری تفاوت زیادی در وزن بدن مرغ ها وجود نداشت، اما زمانی که مصرف تجمعی انرژی متابولیسمی و پروتئین خام گله بترتیب تقریبا کمتر از 22000 کیلوکالری و 1200 گرم بود، تحریک نوری داده شد تعداد تخم مرغ تولیدی هر مرغ تقریبا 15 عدد کاهش یافت. این موضوع پیشنهاد می کند که پرنده برای تولید سطوح قابل قبول تخم مرغ، نیاز به" مصرف حداقل مواد مغذی" بدون توجه به وزن بدن، دارد.
داده های یک مرور کلی اخیر در زمینه تحقیقات گله های مادر گوشتی NCSU در سال 1988 نشان داد که مرغ ها در سن 140 روزگی با وزن بدن تقریبی 2 کیلو گرم، حدود 28000 کیلو کالری انرژی متابولیسمی بطور تجمعی مصرف نمودند. این تفاوت احتمالا ناشی از پیشرفت های ژنتیکی قابل توجه بعمل آمده در ضریب تبدیل غذایی جوجه های گوشتی می باشد. این موضوع ممکن است توضیحی باشد که چرا نیاز به تنظیم زمان تحریک نوری از سن 126 روزگی (در سال1993) تا 154 روزگی یا دیرتر در زمان حاضر بوده است.

جدول 1) مصرف تجمعی مواد مغذی پیش از تحریک نوری (141 روزگی) و تولید تخم مرغ

گروه

مادر1

مصرف تجمعی در 20 هفتگی

وزن بدن در 20 هفتگی

تولید تخم مرغ2

 

ME

CP

کیلوگرم

تعداد

Kcal  / پرنده

گرم /  پرنده

 

 

BB1

25397

1397

06 / 2

8 / 159

BB2

22207

1221

86 / 1

6 / 164

BB3

20792

1144

98 / 1

4 / 149

BB4

18985

1044

87 / 1

7 / 149

1- هر گروه شامل 2400 پرنده بود.
2- بر اساس موجودی ابتدای تولید (HH).
(اقتباس از peak & BRAKE, 1994)

باروری در مرغ ها
این واقعیت که اثر تغذیه تجمعی پروتئین خام در زمان تحریک نوری می تواند اثر معنی داری بر باروری مرغ داشته باشد، بطور آشکاری مشخص شده است (Walsh, 1996., Walsh & Brake,1997,1990). دخالت مرغ در باروری از دو طریق است: 1- پذیرش جفتگیری، 2- ذخیره اسپرماتوزوآ در غدد مخصوص اسپرم اویدوکت. ظاهرا تغذیه مرغ با جیره های حاوی درصد پروتیین خام (اسید آمینه) ناکافی پیش از تحریک نوری بدون توجه به وزن بدن مرغ، منتهی به تداوم باروری ضعیف می شود.
داده های خلاصه شده در جدول 2، درصد باروری تجمعی چندین گروه آزمایشی مرغ ها را از سن 28 تا 64  و 57 تا 64 هفتگی (8 هفته آخر تولید) نشان می دهد.

جدول 2) حداقل مصرف تجمعی تخمینی مواد مغذی در خروس های مخلوط شده با مرغ ها در سنین2 ، 4، 6 و 8 هفتگی.
 
 
نظر خود را ثبت نمایید
Copyright © 2006 - 2019 ITPNews.com